دست نوشته‌ها, گوناگون

گزیده هایی از فرهنگ بزرگ سخن (22)

آن : اشاره به دور را می رساند. زمان بسیار کوتاه.
آناً :فوراً
آنابولیسم: (جانوری) فرایندی که طی آن، سلول های زنده، مواد ساده را به ترکیبات پیچیدۀ آلی تبدیل می کنند.
آنابولیک: (جانوری) مربوط به آنابولیسم
آنات : لحظه ها
آناتومی: کالبد شناسی
آناتومیک : مربوط به آناتومی
آنارشی: وضع جامعه ای که درآن، دولت و قانون وسازمان های سیاسی وجود نداشته باشد.
آنارشیزم : (سیاسی) آنارشیسم
آنارشیست : (سیاسی) هوادار آنارسیسم، هرج ومرج طلب
آنارشیستی : (منسوب به آنارشیست)(سیاسی) مربوط به آنارشیسم
آنارشیسم : (سیاسی) اندیشه های سیاسی مبنی بر این که وجود دولت به عنوان قدرت سیاسی نباید وجود داشته باشد وامور اجتماعی به دست گروه های داوطلب خود گردان اداره شود.
آنارمونیکت، نت آنارمونیک
آناغالس: گیاهی زینتی ودارویی با گل های ستاره ای به رنگ قرمز، سفید، وآبی که فقط در آفتاب باز می شوند.
آناًفآناً : لحظه به لحظه ؛دم به دم؛
آنا فیلاکسی : (پزشکی) واکنش حساسیت شدید در برابر پروتئین ها یا سایر موادبیگانه ای که وارد بدن می شوند وممکن است منجر به شوک وحتی مرگ شود.
آنا گالیس : (گیاهی) آناغالس.
آنا لیز : (ریاضی) شاخۀ بزرگی از ریاضیات که در آن از روش های جبر وحساب دیفرانسیل وانتگرال استفاده می شود. (شیمی) تجزیۀ شیمیایی.
آنالیزبها : (ساختمان) ریز قیمت کلیۀ اجزای ساختمانِ تمام شده بر اساسِ قیمت های فهرست بها.

بازگشت بە لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ سه = 5