اخبار روز, اخبار کارگاه های مهارت زندگی, اخبار مشق شب, کارگاه مهارتی, کارگاه‌های مهارتی

من هم حق انتخاب دارم …! بررسی دلايل كنترل بيش‌از‌حد والدين

انسان‌ها به‌واسطه قدرتی كه دارند، می‌خواهند ديگران را كنترل كنند و در اين ميان والدين با كنترل برفرزندان خود قصد دارند آن‌ها را به‌خوبی هدايت، تربيت يا مديريت كنند؛ غافل از اينكه كنترل‌كردن در هر ارتباطی روشی است كه باعث می‌شود فرد كنترل‌شونده مقاومت بيشتری پيدا كند. رابطه نوجوان با والدينش نمونه بارز همين كنترل‌گری است. وقتي يكی از والدين قصد دارد اعمال‌نظر و كنترل بيشتری بر نوجوان خود داشته باشد، ارتباطش هم با مشكلات زيادی مواجه می‌شود؛ مشكلاتی كه به‌آسانی قابل‌حل نيستند و اغلب هر دوی آن‌ها نيز احساس خوبی ندارند. برای ايجاد و نگهداری روابط انسانی بايد از زور، كنترل، تحريک احساسات، انتقاد، سرزنش، شكايت، غرغر، اذيت و آزار، قهر و كناره‌گيری كه در‌واقع به نوعی «كنترل بيرونی» به حساب می‌آيند، دست برداريم و به جای اين گونه رفتارهای تخريب‌گر،گوش‌دادن، حمايت، مذاكره، تشويق و دلگرمی، عشق، دوستی، اعتماد، پذيرش، گشاده‌رويی و احترام را انتخاب و جايگزين كنيم.

ما چطور مي‌توانيم از عادات غلط خود در ارتباط با فرزندان‌مان كه اغلب بر مبنای كنترل طرف مقابل است، دست برداريم و روش بهتری را جايگزين آن كنيم؟

 

بازبينی روش تربيتی

اگر والدين می‌بينند هر روز روابطشان با فرزند نوجوانشان بدتر و نوجوان هم هر روز گستاخ‌تر می‌شود و توجهی به حرف آن‌ها ندارد، بايد در روش انتخابی خود برای تربيت فرزندشان بازنگری كنند، چون حتما ايرادی دارد. حتی اگر والدين نمی‌دانند بايد از چه روش جايگزينی استفاده كنند، بهتر است روش قبل را متوقف كنند.

توصيه كارشناسان براي والدين اين است كه اگر هيچ كاری نكنند، بهتر از آن است كه از روش اشتباهی استفاده و در نتيجه رابطه را خراب‌تر كنند. فقط كافی است به نتايج كار فرزندانشان توجه كنند؛ مثلا در حال حاضر، يكی از مهم‌ترين شكايت‌های والدين اين است كه نوجوانان به‌جای اينكه به درسشان برسند، دائم مشغول انجام بازی‌های كامپيوتری هستند يا سرشان در تبلت و موبايلشان است.

والدين بايد از خود سوال كنند برای اينكه فرزندانشان از تبلت، كامپيوتر و اينترنت فاصله بگيرند و بيشتر به درس‌هايشان توجه كنند، چه كار كرده‌اند؟ پاسخ اغلب آن‌ها اين است كه بارها با فرزندانمان حرف زده‌ايم، كامپيوترشان را جمع و بارها تهديد و تنبيه‌شان هم كرده‌ايم، چند روز از داشتن تبلت محرومشان کرده‌ایم و …

عبور از مسيرهای بن‌بست
در اينجا والدين بايد از خود بپرسند كه كدام‌يک از اين روش‌ها تا‌به‌حال موثر بوده و و‌اقعا شور و شوق بيشتری در بچه‌ها برای درس‌خواندن به‌وجودآورده است؟جواب والدين به اين سوال اين است كه هيچ‌كدام از اين روش‌ها تاكنون موثر نبوده‌اند؛ بنابراين بايد بدانيم وقتی هر روز صبح از كوچه بن‌بستی عبور می‌كنيم كه ما را به هدفمان نمی‌رساند، چند بار ديگرمی‌خواهيم آن را امتحان كنيم؟

وقتی ما سال‌هاست که از روش رفتاری‌مان با فرزندانمان به نتيجه‌ نمی‌رسيم، چند بار ديگر بايد آن را امتحان كنيم؟ وقتی می‌بينيم تكرار روش‌های قبل فقط اوضاع را پيچيده‌تر می‌كند، می‌توانيم روشمان را عوض كنيم؛ مثلا بهتر است ديگر كاری به بازی‌ كردن نوجوان با كامپيوتر يا ماندن در فضاهای مجازی نداشته باشيم. چون حتی اگر كاری كنيم كه كمتر با كامپيوتر و فضاهای مجازی وقت بگذراند، قطعا به‌خاطر لج‌بازی درس هم نخواهد خواند، اما می‌توانيم به‌دنبال روش جايگزينی باشيم و در اين ميان حتما با يک روان‌شناس يا مشاور گفت‌وگو كنيم.

البته انجام اين توصيه و اينكه والدين فرزندانشان را از آنچه می‌دانند اشتباه است، منع كنند، برای پدر و مادرها بسيار سخت است، زيرا اين توصيه‌ها با عرف رايج ما سازگار نيست؛ همچنين به نوعی ترک عادت به حساب می‌آيد. متاسفانه والدين حتی نمی‌توانند فكرش را هم بكنند كه دست از كنترل‌گری بردارند، چون فكر می‌كنند به‌اين‌ترتيب ديگران هم درباره آن‌ها قضاوت درستی نمی‌كنند و با خودشان می‌گويند چطور می‌توان در مورد آينده فرزند خود بی‌تفاوت بود، او را به حال خود رها كرد و … و در نتیجه فرزندشان بدبخت خواهد شد و …

راهكارهای عملی

راهكار برون‌رفت از كنترل‌گری در هر رابطه‌ای نخست آن است كه به نتايج منفی و آسيب‌های آن در روابط خود توجه داشته باشيم. اگر می‌بينيم فرزندمان از ما دور شده و با ورود به نوجوانی كمتر مايل است با ما معاشرت كند و دوستانش را به ما ترجيح می‌دهد، اين اعلام خطری است برای رابطه ما با فرزندمان.

نوجوان ترجيح می‌دهد با دوستانش بيشتر در ارتباط باشد، چون آن‌ها او را «كنترل بيرونی» نمی‌كنند و به او دستور هم نمی‌دهند؛ بنابراين طبيعی است كه به سمت آن‌ها برود. ولی والدين معتقدند اين فقط ما هستيم كه دلمان برای فرزندمان می‌سوزد نه دوستان او؛ البته ما والدين بايد توجه داشته باشیم که اگر دلسوزی با روش اشتباهی مثل كنترل‌گری اعمال شود، فقط نوجوان را از ما دور می‌كند.

به‌علاوه وقتی باور كنیم تا‌به‌حال نتوانسته‌ایم روش درستی را انتخاب كنیم كه باعث بهبود رابطه ما شود، كم‌كم بايد به فكر جايگزين باشیم که آن استفاده از روش «كنترل درونی» به جای «كنترل بيرونی» است، يعنی هر كس باور كند حق دارد فقط رفتارهای خودش را كنترل كند؛ ضمن اينكه فراموش نكنيم هر چقدر هم بتوانيم فرزندمان را كنترل كنيم، تا زماني كه فرزندمان كودک است می‌توانيم اعمال‌نظر بيشتری بر او داشته باشيم.

با نيازهای فرزندمان بيشتر آشنا شويم
هر چقدر ما فشار بيشتری بر‌ای كنترل فرزندانمان داشته باشيم، آن‌ها بيشتر دوست دارند از اين فشار رها شوند؛ درست مانند توپی كه با فشار دست ما زير آب می‌ماند و به‌محض اينكه فشار دستمان را از روی آن بر‌داريم، بلافاصله روی آب رها می‌شود؛ در‌واقع ما وقتی دستمان را از روی توپ بر‌می‌داريم، به‌خاطر فشار درونی كه هوا از درون به آن وارد می‌كند، رها می‌شود.

والدين اگر نيازهای فرزندشان را نشناسند و ندانند انگيزه‌ها و محرک‌های درونی آن‌ها چيست، فقط تا زمانی كه با فشار مستقيم او را كنترل می‌كنند می‌توانند فرزندشان را وادار كنند مطابق ميل آن‌ها رفتار كنند؛ يعنی به محض اينكه والدين حضور نداشته باشند، مطابق ميل خود رفتار خواهد كرد؛
بنابراين والدين اگر مي‌خواهند رابطه بهتری با فرزندانشان داشته باشند، نخست بايد توجه داشته باشند که نمی‌توانند هميشه فرزندانشان را مطابق ميل خود كنترل كنند. اگر ما باور داشته باشيم كه فقط می‌توانيم خودمان را كنترل كنيم، رابطه‌مان را با فرزندمان نيز مبتنی بر تبادل اطلاعات مستند و صادقانه می‌گذاريم.

مثلا اگر در مورد بازی‌های كامپيوتری و وقت‌گذاشتن بيش‌از‌حد نوجوان در اينترنت و فضاهای مجازی نگران هستيم، می‌توانيم با استفاده از آمار و اطلاعات واقعی اين نگرانی را به فرزند خود اطلاع دهيم. مثلا می‌توان گفت:« من شنيده‌ام آمار نشان می‌دهد اگر بيش‌از‌حد به اين‌گونه بازی‌ها بپردازی، عوارض سویی به‌دنبال خواهد داشت. حالا نظر خودت چيست؟»

والدين بايد رابطه را مبتنی بر تبادل اطلاعات واقعی قرار دهند و مانند يک دوست با فرزند خود تبادل‌نظركنند؛ نه اينكه دستور بدهند و با داد و فرياد از او بخواهند كه چون عوارض ناگواری در انتظارت خواهد بود، حتما بايد كمتر بازی كنی و بيشتر به فكر درس‌خواندن باشی. می‌توان به نوجوان گفت که اگر تو از الان برنامه منظم و منسجمی برای خودت نداشته باشی، عواقب ناگواری در انتظارت خواهد بود؛

در‌واقع والدين اگر بخواهند نفوذ بيشتری بر فرزندان خود داشته باشند، بايد بر كم‌و‌كيف، ترتيب و مقدمه اطلاعاتی كه به آن‌ها ارائه می‌دهند نيز بسيار وقت بگذارند و آن را به گونه‌ای در اختيار فرزندانشان قرار دهند كه نوجوانان اين اطلاعات را با احتمال بيشتری از آن‌ها بپذيرند.

نوجوان را نصيحت نكنيد!
متاسفانه بسياری از والدين شكايت می‌كنند كه فرزندشان اصلا به حرف‌هايشان توجهی نشان نمی‌دهد. در اينجا دو سوال مطرح مي‌شود؛ نخست اينكه چرا او به حرف ما توجهي ندارد و دوم اينكه چه كسي از نصيحت‌كردن و كنترل مستقيم لذت مي‌برد؟ همچنين توجه داشته باشيم تا‌به‌حال چقدر توانسته‌ايم با كنترل و نصيحت فرزندمان را از انجام كاري منع كنيم؟

نصيحت‌كردن و اعمال‌نظر 

همان كنترل بيرونی است كه رابطه را خراب می‌كند؛ البته والدين اگر دست از كنترل‌گری بر‌می‌دارند، نبايد فكر كنند نوجوان يک شبه هم عوض می‌شود. نوجوانی كه سال‌ها والدين خود را كنترل‌گر ديده، مدت‌ها هم طول می‌كشد باور كند كه والدينش نمی‌خواهند دائم او را كنترل كنند. تا زمانی‌كه كنترل، نصيحت، تهديد‌ و فشار‌آوردن در ارتباط وجود داشته باشد، طرف مقابل نه‌تنها تغيير نمي‌كند و ارتباط بهتر نمی‌شود، بلكه رابطه هر روز بدتر و بدتر هم می‌شود.

فراموش نكنيد تفاوت «دادن اطلاعات» با« نصيحت‌كردن» در پيام آن‌هاست. پيام نصيحت اين است كه« من چيزی را می‌دانم كه تو نمی‌دانی؛ يعنی عقل من به چيزی می‌رسد كه عقل تو نمی‌رسد. پس تو بيا به اين دليل به حرف من گوش بده وحتما آن را اجرا كن»؛ در‌صورتی‌كه وقتی به كسی اطلاعات می‌دهيم رابطه «برابر، برابر» با او داريم؛ البته دادن اطلاعات چند شرط دارد كه حتما بايد آن‌ها را رعايت كنيم.

به عنوان مثال وقتی سر ميز يا سفره غذاهای متنوعی برای فرزندانمان می‌گذاريم، حق نداريم به آن‌ها دستور دهيم يا مجبورشان كنيم از كدام غذا بخورند. غذاهای متنوع در اينجا همان تجربيات مختلفی هستند كه ما به فرزندانمان ارائه می‌دهيم، ولی نمی‌توانيم آن‌ها را مجبور به رعايت همه آن‌ها بكنيم؛

در‌واقع به‌طور خنثی اطلاعاتی را به فرزندانمان می‌دهيم و حتما می‌پذيريم كه او خودش «حق انتخاب» دارد. شايد با دادن همه اطلاعات، او فعلا نخواهد آن‌ها را بپذيرد و عملی كند. اگر می‌‎خواهيم حتما آن‌ها را بپذيرد، اين همان «كنترل‌گری» است؛ يعنی ما می‌خواهيم مطابق ميل ما رفتار شود. در «راهنمايی» شما فقط راه را «نشان می‌دهی» ولی در «كنترل‌گری» می‌خواهی دست طرف مقابل را هم بگيری و به‌زور او را به‌سمتی كه خودت می‌خواهی، بكشانی.

                                                                                                                                      پایان  

 

#کنترل_والدین

#کنترل_گری

#حق_انتخاب

#نصیحت_کردن

#محرک_های_درونی

#فضای_مجازی

 #رضا هوشمند                                                                                                                                                                                          

#مهارت_زندگی
#مهارت_ارتباطی
#کارگاه
#کارگاه_مهارتی

 

# روزنگار مشق شب:


#روزنگار  #تقویم  #تقویم مشق شب  #رویدادتاریخی  #رویدادمذهبی     #رویدادملی   #ولادت   #وفات 

#ششم_تیر

#شهادت_امام_زین_العابدین

بازگشت بە لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


four + 1 =