25 مرداد دست نوشتهها, گوناگون به خواب من بیا 25 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها به خواب من بیا دستان ِ پدر ،دشتِ طلایی گندم بود. یک " جوال" پر از آرد سپید را، بر دوشِ نحیفش ب...ادامه مطالعه
24 مرداد دست نوشتهها, گوناگون صفدر وصفورا 24 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها صفدر: "آیینه بندان" یادت هست؟ صفورا: همان رسم بخت گشایِ دختران؟! آری، آیینه ای بود با قاب چوبی ...ادامه مطالعه
19 مرداد اخبار مشق شب, گوناگون تیم سازی 19 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها یک تیم به تعدادی از افراد گفته میشود که مهارتهای آنان مکمل یکدیگر بوده و مقاصد، اهداف و رویکردی مش...ادامه مطالعه
17 مرداد دست نوشتهها, گوناگون آسمان صاف 17 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها رفاقت با او، دوستی با کوه را می ماند. ستیغ را، بوران و برف را. آنهمه شب را گذراندم تا درکِ قله ...ادامه مطالعه
15 مرداد دست نوشتهها, گوناگون صفدر وصفورا 18 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها صفدر: دارم پیر میشوم انگاری. آقا جان میگفت: هر وقت در عکسها، شمار آدمهایی که دیگر نیستند، از بو...ادامه مطالعه
14 مرداد آثار مشق شب, اخبار دنیای نشر, اخبار مشق شب, کتاب مشق شب ابزارهای ارتباطی مدیران 14 مرداد 1402 توسط arshita 0 دیدگاهها "ابزارهای ارتباطی مدیران" آیا شما هم آدمهای سختی برای برقراری ارتباط در اطراف خود دارید؟ آیا...ادامه مطالعه
30 تیر آثار مشق شب, اخبار دنیای نشر, اخبار فرهنگی، ادبی، هنری ایران, اخبار مشق شب, دست نوشتهها, گوناگون صفدر و صفورا 31 تیر 1402 توسط mashghshab 0 دیدگاهها صفورا: اگر از هم گم شدیم، کجا، کی؟ صفدر: پایِ درخت سیب، همانجا که نخستین بار پیشانیت را ... صفور...ادامه مطالعه
15 تیر اخبار فرهنگی، ادبی، هنری ایران, اخبار کارگاه های مهارت زندگی, اخبار مشق شب, کارگاه مهارتی, کارگاههای مهارتی, گوناگون من با سوادم، چون تغییر میکنم. 20 تیر 1402 توسط mashghshab 0 دیدگاهها من با سوادم، چون تغییر میکنم. سواد مردم را توانمند و صاحب اراده میکند. سواد علاوه بر...ادامه مطالعه
28 خرداد آثار مشق شب, اخبار مشق شب, دست نوشتهها تو آن شعرِ دوبارهِ خوب خوانشی 28 خرداد 1402 توسط mashghshab 0 دیدگاهها آقا جان خدا بیامرز میگفت: "یک دفتر بردار، از آن خط دارها، تا بی خط، کج نروی. زیباترین شع...ادامه مطالعه
25 خرداد اخبار فرهنگی، ادبی، هنری ایران, دست نوشتهها, گوناگون پسرانی که با پدرانشان حرف میزنند، وقتی قدشان از قد بابا بلندتر شود، دست از شانه پدر برنمیدارند. 25 خرداد 1402 توسط mashghshab 0 دیدگاهها پسران روزهای نونهالی روی سینه باباهایشان اگر خوابشان ببرد، بزرگ که میشوند با پدرانشان قدم میزنند. ...ادامه مطالعه